آشنایی با تصرف در حقوق مدنی ایران

آشنایی با تصرف در حقوق مدنی ایران

آشنایی با تصرف در حقوق مدنی ایران

تصرف در قانون مدنی به عنوان یک مفهوم عرفی و اجتماعی تشخیص داده می‌شود، به این معنا که قوانین مدنی به صورت مستقیم تعریفی از تصرف ندارند، اما از این مفهوم در اطلاق حقوق و اثرات حقوقی بر اموال استفاده می‌شود.

از نظر واژه‌شناسی، تصرف به معنای مالک شدن، به چنگ آوردن، و تسخیر کردن است. اما در زمینه قانونی، تصرف بیشتر به عنوان یک مفهوم عرفی در نظر گرفته می‌شود. به عبارت دیگر، تصرف بر اساس اعتقادات و توافقات اجتماعی در یک جامعه تشکیل می‌شود.

در رویه قضایی ایران، تصرف بر اساس عرف جامعه تشخیص داده می‌شود. به عنوان مثال، اگر یک خانواده در یک منزل مسکونی زندگی کند و اموال زندگیشان در آنجا باشد، عرفاً آن خانواده به عنوان متصرف خانه تلقی می‌شود. همچنین، اگر یک فرد ساعت یا انگشتری در دست داشته باشد، عرفاً او به عنوان متصرف این اشیاء شناخته می‌شود.

بنابراین، تصرف در قانون مدنی به معنای تسلط انسان‌ها بر انواع مختلف اموال است و تشخیص آن بر اساس معیارها و ملاک‌های عرف جامعه انجام می‌شود.

 

برخی از مهمترین نکات پیرامون تصرف

تصرف؛ اماره مالکیت

ماده ۳۵ قانون مدنی و مفهوم قاعده ید (دست) در روایات معصومین (ع) همگی به اشاره به اماره تصرف به عنوان مبنای مالکیت می‌پردازند. در واقع، این مبنا بر اساس اصطلاحات حقوقی به نام “تصرف به عنوان اماره مالکیت” در نظام حقوقی ایران تثبیت شده است.

تصرف به عنوان اماره مالکیت به این معناست که اگر دلیلی مبنی بر مالکیت یک ملک وجود نداشته باشد، اما یک فرد خاص در تصرف این ملک باشد، مالکیت به او تعلق می‌گیرد. به عبارت دیگر، تصرف در اینجا به عنوان نشانه مالکیت شناخته می‌شود و اگرچه مالکیت به طور صریح و بر اساس اسناد مالکیت اثبات نشده باشد، تصرف به عنوان اماره مالکیت مورد توجه قرار می‌گیرد.

قاعده ید (دست) نیز به مفهوم مشابهی اشاره دارد. این قاعده معتقد است که اگر یک فرد به صورت دائمی و تسلط‌آور بر یک ملک باشد، این تسلط به عنوان نشانه مالکیت در نظر گرفته می‌شود. به این ترتیب، اگرچه ممکن است اسناد مالکیت یا دلایل رسمی دیگری در دست نباشد، تصرف دائمی به عنوان قاعده ید نشانه مالکیت قلمداد می‌شود.

در مورد مثال دوچرخه که ذکر کردید، اگر دو نفر به مالکیت آن ادعا داشته باشند ولی هیچ دلیلی مبنی بر مالکیت ارائه نکنندند، فردی که دائماً دوچرخه را در دست دارد و سوار آن می‌شود، بر اساس اماره تصرف ممکن است به عنوان مالک تلقی شود.

 

دعاوی مبتنی بر تصرف 

دعوای حقوقی مبتنی بر تصرف به اصطلاحات حقوقی، به عنوان شرط اقامه دعوی استفاده می‌شود، به این معنا که فردی که مدعی است، باید اثبات کند که وی یا خوانده در تصرف ملکی بوده یا هستند. این نوع دعاوی به عنوان وسیله‌ای برای حل اختلافات مرتبط با مالکیت و تصرف در اموال به کار می‌روند. در زیر، به توضیح سه نوع دعوای حقوقی مبتنی بر تصرف اشاره شده است:

  1. دعوای مزاحمت:
    • تعریف: دعوای مزاحمت، دعوایی است که توسط متصرف قانونی ملک یا مال غیر منقول اقامه می‌شود بر علیه فردی که نسبت به تصرفات وی مزاحمت نموده است.
    • شرایط اقامه: یکی از شروط اقامه این دعوی این است که ملک نباید به کلی از حیطه تصرفات متصرف قانونی خارج شود. به عبارت دیگر، اختلال در حقوق متصرف باید به صورت جزئی باشد و نه کلی.
  2. دعوای ممانعت از حق:
    • تعریف: این دعوی هنگامی اقامه می‌شود که حق انتفاع یا حق ارتفاق کسی نسبت به مالی مورد مزاحمت قرار گرفته باشد.
    • تفاوت با دعوای مزاحمت: این دعوی شباهتی با دعوای مزاحمت دارد با این تفاوت که موضوع آن حق انتفاع یا ارتفاق است. به عبارت دیگر، این دعوی به مبارزه با اختلال در حقوق انتفاع یا ارتفاق می‌پردازد.
  3. دعوای تصرف عدوانی:
    • تعریف: این دعوی توسط متصرف پیشین و بر علیه متصرف فعلی مال غیر منقول اقامه می‌شود.
    • موضوع دعوا: خواهان در این دعوی می‌ادعد که خوانده به طور غیر قانونی و با زور و عدوان، ملک را تصرف کرده است.
    • خواسته دعوا: خواهان از دادگاه می‌خواهد که ملک را به حیطه تصرفات خود بازگرداند.

در کل، این دعاوی به عنوان ابزارهای حقوقی برای تعیین حقوق مالکیت و حل اختلافات مرتبط با تصرف در اموال مورد استفاده قرار می‌گیرند. شرایط اقامه هر یک از این دعاوی به دقت در مقررات حقوقی تعیین شده و بر اساس شرایط خاص هر دعوا، اقدام به اثبات تصرف و حقوق متصرف یا خوانده می‌شود.

 

سلطه مادی و معنوی

جنبه مادی تصرف: جنبه مادی تصرف به تسلط و اقتدار فیزیکی متصرف بر مال اشاره دارد. این اقتدار ممکن است بر اساس ویژگی‌های فیزیکی مال، مثل داشتن یک شیء، استفاده از آن یا فرمان دادن به آن تعریف شود. برای نمونه:

  • سگ شکاری: اگر شخصی قلاده‌ای را در دست داشته و قادر به فرمان دادن به سگ شکاری باشد، این نشانگر تسلط مادی او بر سگ می‌باشد.
  • خودرو: اگر شخصی کلید خودرو را در اختیار داشته و قابلیت رانندگی یا کنترل خودرو را دارد، این نشانگر تسلط مادی او بر خودرو است.

جنبه معنوی تصرف: جنبه معنوی تصرف به اقتدار ذهنی یا دستیابی به معرفتی است که متصرف بر مال دارد. این اقتدار ممکن است بر اساس داشتن اطلاعات، دانش، یا قابلیتهای فکری و حسی مبتنی بر ملک باشد. برخی از مثالهای جنبه معنوی تصرف عبارتند از:

  • گاو صندوقی با رمز: اگر شخصی توانایی دانستن رمز گاو صندوق را داشته باشد، معنویاً او به عنوان متصرف آن گاو صندوق شناخته می‌شود.
  • گوشی تلفن همراه: اگر شخصی دسترسی به گوشی تلفن همراه با رمز داشته و قادر به استفاده از آن باشد، این نشانگر تسلط معنوی او بر این ملک است.

در اینجا، تصرف معنوی به دستاوردهای ذهنی و اطلاعاتی متصرف اشاره دارد و نیاز به داشتن مهارتها، دانش، یا دسترسی به اطلاعات معین را دیدار می‌کند. این نوع تصرف به ویژه در مواقعی که ملک به صورت معنوی یا روانی کنترل می‌شود، اهمیت دارد.